ابتدای فیلم یک خانواده خوشبخت را نشون میده که چند فرزند داردن.اولی دختر، دومی پسر و سومی دختر کوچک. مادر میره واسه یه سمینار و از خانواده جدا میشه. پس پدر و سه تا بچه هاش میرند کمپ می زنند توی جنگل.
![]()
دختر و پسر بزرگش میرن وسط برکه و که دختر روی قایق می ایسته و هی تکون میخوره و باعث میشه که قایق سرنگون بشه و پسر زیر قایق گیر میکنه توی آب؛ برای همین پدر خیلی سریع شنا می کنه به سمت پسر و پسر رو نجات میده اما در همین زمان دختر کوچولو که تنها میمونه توسط یک قاتل سریالی که فقط بچه ها را میدزدیده و میکشته.
پدرخودش را مقصر میدونه پلیس ها جسد بچه را در کلبه ای وسط جنگل پیدا میکنند. پدر دچار افسردگی میشه و حوصلهه هیچ چیز را نداشته.
ی مادر برای تجدید آب و هوای بچهاش به یه مسافرت میره و پدر تنها میمونه
این آقا پدری داشته که بسیار مذهبی بوده و کشیش بوده ولی همیشه فرزند و زنش را می زده برای همین خیلی از پدرش ناراحت بوده و در کنار اون خودش را مقصر مرگ دخترش میدونسته. یه نفر در صندوق پستی نامه ای میفرسته که: منتظرت توی کلبه هستم :از طرف خدا
پدر بچه زمانی که به سمت کلبه میرفته یک کامیون نزدیک بوده بهش بزنه ولی اون سریع ماشین را منحرف میکنه و جان سالم بدر میبره. میره توی کلبه که منتظر بوده خدا بیاد. یه مرد میاد میگه دنبال من بیا .از یک جنگل پر برف یه هو وارد یه جنگل سرسبز و زیبا میشن.بعد وارد خونه ای میشه که توی اون خونه یه خانم سیاه پوست و یه خانومه با چهره شرقی بودن
این ها خودشون رو خدا معرفی می کند و داستان از این قسمت شروع میشه
به خدا میگه همش تقصیر توه اجازه ندادی که بچهام بمیره !چرا گذاشتی پسر خودت یعنی مسیح به صلیب کشیده بشه؟همه تقصیرا رو میندازه گردن خدا ولی بعد متوجه میشه که اشتباه کرده متوجه میشه تمام دردهایی که بنده ها می کشند هم خدا می کشه و خدا کسی را مجازات نمی کنه بلکه این گناه های آدم هستن که آنها را مجازات میکنن و....
در پایان وقتی که مرد بیدار میشه خودش را روی تخت بیمارستان می بینه و اون موقع که اون کامیون ۱۸ چرخ داشته می یومده زمانی بود که میزنه به ماشین و تصادف میکنه و هیچ وقت به کلبه نمی رسه و این روحش بوده که پیش خدا بوده و خدا را دیده
این فیلم دو ساعت و نیمه که من یه مقداریش رو تعریف کردم خیلی خوبه که اگه این فیلم رو ببینید خیلی قشنگ بود به نظر من
لینک دانلود فیلم دوبله و نیم بها
★彡 ایـن وبلاگ محل تـ؋ـکرات و فـعالیـت ها و زندگے من است. خوب و بد شیـریـن و تلخ. جایی که مینویسم هر آنچه که از گفتن آن عاجزم 彡★